۱۳۹۱ فروردین ۲, چهارشنبه

آقای اندیشمند! نباید زبان فارسی را توهین کرد

 "تاجک ها و زبان فارسی دری؛ بازنده ی اصلی نظام فدرالی در افغانستان" :
(آقای اندیشمند) "  پرسش اصلی این است که کدام گروه قومی و زبانی بازنده اصلی در نظام فدرال احتمالی افغانستان خواهد بود؟"

به نظر من بازنده اصلی قومی یا زبانی بدین معنی که یک قوم یا زبان همه چیز را از دست میدهد٬ به هیچ وجه پذیرفتنی نیست که نظام فدرال زمینه محو زبان فارسی ویا هم کدام زبان دیگر باشد. اگر چنین تصور کنیم این پرسش به میان میاید که کدام زبان جایگاه زبان فارسی را خواهد گرفت؟ ازبکی٬ بلوچی٬ نورستانی٬ پشتو یا اینگلیسی؟ چون نیاز به افهام و تفهیم در میان شهروندان کشور فدرال از میان برداشته نمیشود و هنوز دانشگاه ها٬ پارلمان٬ حکومت مرکزی٬ پول٬ نظام٬ روابط بین المللی و رابطه های شخصی واجتماعی نیازمند زبان فرا قومی باقی خواهند ماند. 

(آقای اندیشمند) "پاسخ به این پرسش از این جهت بسیار اهمیت میابد که موضوع اقوام در محور بحث نظام فدارلی قرار دارد تاجک ها و زبان فارسی دری بازندگان اصلی در این نظام هستند."

من بدین باورم که در افغانستان بدلیل پراگندگی اقوام٬ بحث فدرال جغرافیایی مطرح است نه فدرال قومی و بدین لحاظ در اکثریت ایالات زبان فارسی جایگاه زبان فرا قومی را حفظ خواهد کرد و پس هشدار شما یک هشدار واقعبینانه و روی شواهد نبوده و هیچ قوم یا زبانی در نظام فدرال برنده یا بازنده اصلی نخواهند بود.

(آقای اندیشمند) "تاجک ها برخلاف سایر اقوام در بخش بزرگ جغرافیای افغانستان سکونت دارند . تاجک ها به همان حدی که در شهرهای شمالی قندز و بغلان به سر میبرند به همان حد در شهر های جنوبی گردیز و غزنی زندگی میکنند. تاجک ها به همان حدی که در ولایات شمال شرقی تخار و بدخشان هستند بیشتر از آن در ولایات غربی و شمال غربی بادغیس، فراه و هرات موقعیت دارند. تاجک ها آنگونه که در ولایات شمالی فاریاب، جوزجان و سرپل زندگی میکنند در ولایات شرقی و جنوبی ننگرهار، لغمان و لوگر هم حضور دارند. حضور و سکونت تاجک ها در مناطق مرکزی افغانستان و ولایات مرکزی نیز بسیار گسترده است."
  
به نظر من این توضیح آقای اندیشمند در تناقض کامل با باور آنهاست که تاجکان یا زبان فارسی بازنده اصلی فدرال هستند٬ چون چنین حضور چشمگیر زبانی و قومی که شما اشاره نموده اید در نظام فدرال متضمن عدالت اجتماعی خواهد بود و اگر قرار باشد ما ۸ ایالت فدرال داشته باشیم در ۴ ایالت آن تاجک ها و در ۵ ایالت آن زبان فارسی اکثریت را خواهند داشت. پس زبان فارسی به عنوان زبان اکثریت ۵ ایالت و زبان اکثریت کل کشور زمینه های بهتر کاربرد اجتماعی و علمی را پیدا خواهد کرد و دیگر فارسی صحبت کردن جرم به حساب نخواهد آمد.

(آقای اندیشمند) "تشکیل نظام فدرالی و مرزبندی های ولایات در واحد های فدرال شرایط بسیار دشواری را برای تاجک ها تحمیل میکند. تاجک ها در بسیاری از این واحد ها به اقلیت های قومی تحت فشار تبدیل میشوند"

 من پیشنهاد میکنم که برای ابراز چنین نظری شما حد اقل باید تصورتان از مرزبندی های فدرال یا ایالات را معرفی وبعد نظر بدهید٬ در غیر آن هر نوع نظر شباهت به هندسه فضایی خواهد داشت.٬ به هر صورت احساس پاک شما و محبت بسیارتان سبب توهین تاجک ها و زبان فارسی در این مقاله شده است. بدون معرفی ایالات احتمالی بحث روی این موضوع شباهت به بحث پیرامون پدیدیی میماند که ما نمیشناسیمش و حتی تصویرش را هم در ذهن نداریم.  شما  ایالات تعریف ناشده و مرز های تعریف ناشده را به نقد گرفته اید. اگر بگوید که به تصور شما کدام ایالات ایجاد خواهند شد که در برگیرنده کدام استان های موجود خواهند بود بعداً میتوان گفت که آیا حقوق کدام ملیت خاصی در این گونه فدرال نادیده گرفته میشود یاخیر.

(آقای اندیشمند) "زیان و ضرر نظام فدرال برای زبان فارسی دری، زبان فراقومی و زبان تفاهم ملی در افغانستان جبران ناپذیر خواهد بود"

چنین دیدی نسبت به زبان فارسی در افغانستان بی انصافیست و نباید نویسندگان تفکر را ترویج بدهند که گویا زبان فارسی بدلیل سرکوب زبان های دیگر یا فرهنگ های دیگر میتواند جایگاه برای خود داشته باشد و در صورت که به انسان های دیگر حق صحبت داده شود برای زبان فارسی فرصت باقی نمیماند. معرفی چنین اندیشه خود توهین به عظمت زبان فارسی به عنوان یک زبان نه تنها ملی بلکه زبان منطقوی خواهد بود.  بگذارید رشد و حضور زبان ها هم با توجه به نیاز آنها جایگاه خود را داشته باشند و نباید به بهانه یا هم خواب تک حاکمیتی زبان فارسی ٬ما تک حاکمیتی قومی و زبانی دیگران را آنهم به شیوه استبدادیش بپذیریم. من بدین باورم که در نظام فدرال٬ اکثریت ایالات کشورحق خواهند داشت تا آزادانه دانشگاه٬ بانو٬ استان... بگویند و زبان خود را داشته باشند٬ پس میتوان گفت که در یک نظام فدرال  زبان فارسی میتواند جایگاه بلندتر پیدا نماید. نمیتوان باور کرد که در یک نظام فدرال افکار حافظ٬ مولانا٬ فردوسی٬ سعدی ... خواننده نخواهد داشت و هزاران نسخه نوشتاری فارسی که روزانه در دنیا نشر میشود دیگر نادیده گرفته خواهند شد.هزاره ها و تاجک ها زبان فارسی دارند و برادران ازبیک هم این زبان را بنابر مناسبات جغرافیای و فرهنگی طبیعتاً به عنوان زبان دوم  میپذیرند. پس این زبان در اداره مرکزی فدرال حمایت اکثریت را خواهد داشت. گذشت قرن ها ثابت نموده که زبان فارسی ترس از حضور زبان های دیگر ندارد و پس نیاز نیست که این ترس بهانه برای حاکمیت استبدادی باشد.

(آقای اندیشمند) " کاربرد زبان فارسی دری که زبان اول و زبان مادری تاجک ها و هزاره ها و زبان دوم تمام اقوام افغانستان است در نظام فدرالی محدود میشود. نه تنها زبان فارسی دری قلمرو حضور و نفوذ سرتاسری خود را در افغانستان از دست میدهد، بلکه مردم اقوام دیگر از بزرگترین زبان تاریخی و علمی سرزمین خود و از یگانه زبان تفاهم بین القومی محروم میشوند. این محرومیت برای جوامع اقوام دیگر که ظهور نخبگان آنها در تاریخ کهن و معاصر این سرزمین پیوسته با زبان فارسی دری پیوند دارد غیر قابل جبران خواهد بود. زیرا هیچ زبان دیگر قومی در واحد های فدرالی که بر مبنای هویت قومی و زبانی تشکیل میشود خلای زبان فارسی دری را به عنوان زبان پر بار فرهنگی و علمی پر نخواهد کرد."

من در این طرز دید شما یک احساس تهاجمی بدون ارایه دلیل را میبینم. زبان دری هم کاستی های دارد٬ این کاستی ها نمیتواند دلیل آن باشد تا ما زبان های غنی تر دنیا را جاگزین فارسی  سازیم. پس اگر زبان های دیگر نسبت به دری غنی نیستند یا نیازمند غنی شدن هستند به این معنی نیست که آنها دری را جاگزین زبان خود سازند. تازه ما نویسنده ها و شاعران زیادی به زبان های مختلف کشور داریم که به زبان خود همانگونه که شما به دری عشق میورزید عشق میورزند٬ نوشته ها و سروده های زیبایی دارند ولی بدین معنی نیست که عظمت زبان دری یا کارایی زبان عربی یا هم اینگلیسی را نادیده بگیرند. اگر حق و جایگاه زبان دری در کشور نادیده گرفته شده باید بازگردانده شود و اگر جایگاه دیگران را اشغال کرده باید بازگرداند. فکر کنم این بینش میتواند عدالت را در خود داشته باشد. فارسی زبانان فکر میکنند که در کشور به زبان آنها جفا میشود و از نوشته شما چنین بر میاید که گویا زبان فارسی به دیگران جفا نموده. 

(آقای اندیشمند) "در حالی که نظام فدرالی، تاجک ها و زبان فارسی دری را در افغانستان متضرر میکند.منفعت آن برای اقوام دیگر نیز غیر قابل پیش بینی و ناروشن است".

از اینکه  دلیل برای این ادعا ارایه نداده اید٬ پس نمیتوان پذیرفت که فدرال تاجک ها یا فارسی زبان ها را آسیب میرساند و منافع روشن و پیش بینی شده برای دیگر اقوام نیز ندارد. سالهاست افغانستان سیستم های متمرکز را بگونه ناکام تجربه میکند. پس تجربه ناکام در مقابل یک طرح که فکر میشود راه حل باشد رنگ و بوی خود را میبازد. اگر منفعت فدرال غیر قابل پیشبینی هست٬ اضرار نظام متمرکزرا ما عملا تجربه کرده ایم و نمیتوان یک تجربه دردناک و ناکام را به یک راه حل احتمالی ترجیح داد٬ پس مردم حق دارند بسوی آنچه امیدوار کننده هست پیش بروند. آنهایکه از فدرال حمایت میکنند منفعت آن را پیش بینی کرده و باور دارند. 

(آقای اندیشمند) "طرح و دیدگاه حل معضل بی عدالتی قومی و اجتماعی از راه فدرالی ساختن نظام سیاسی افغانستان مبتنی بر تجارب تاریخی و علمی نیست"

 من فکر میکنم که علمی و تاریخی نخواندن فدرال نادیده گرفتن تاریخ و علم سیاست امروز هست. با وجود داشتن نمونه ها٬  تاریخ جوامع فدرال٬ بحث ها و آثارعلمی پیرامون فدرال نمیدانم چگونه فدرال را میتوان غیر علمی یا هم فاقد تجربه های تاریخی دانست.

(آقای اندیشمند)" در هیچ کشور و جامعه ی چند قومی دارای نظام فدرال معضل نابرابری و تبعیض قومی در توسل به این نظام مرتفع نگردیده است."

 شما بحث یا مشکل قومی را زمان  میتوانید بصورت کامل از میان بردارید که هویت های تاریخی ٬ نژادی و زبانی را از بین ببرید و خوشبختانه چنین اندیشه عملی نخواهد بود. ولی با برنامه ها و روش های سیاسی میتوان اضراربروز منفی احساسات قومی یا زبانی  را کاهش داد و فدرال یکی از روش ها برای کاهش مشکلات قومی و زبانی افغانستان مطرح میشود نه راهی برای هویت کشی. 

 (آقای اندیشمند)" راه حل مشکلات قومی در تحول از جامعه قومی به جامعه شهر وندی، تغیر از جامعه سنتی به جامعه مدرن و در تغیر افراد جامعه از رعیت به شهر وند نهفته است"

من با این گفته شما موافق هستم ولی تحول از جامعه قومی به شهروندی٬ از جامعه سنتی به جامعه مدرن و تغیر در افراد اهداف هستند و فدرال استراتیژی یا راهبرد برای دست یابی به این اهداف پیشنهاد شده است. اگر شما اهداف مقدس و زیبا را بدون استراتیژی برای دست یافتن به آنها ارایه بدارید خیلی شباهت به شعار زیبای وحدت ملی اشرف غنی احمد زی خواهد داشت.  شما از یک کشور که عملا در گیری جنگ گرم و سرد نژادی و زبانی هست انتظار مدرن شدن را در میان آتش و دود دارید. برای مدرن شدن و رفتن به طرف جامعه شهروندی نیاز به راهبرد ها داریم و نمیتوان در یک شرایط جنگی قومی و زبانی به این آرمان ها دست یافت. نیاز است تا برای دست یابی به اهداف روش یا سیستم عملی را معرفی داشت٬ در غیر آن گروگان شعار های اخلاقی سیاسی که ظاهرا خیلی زیبا اند باقی خواهید ماند. ما نیازمند سیستم هستیم که بتواند عملی باشد٬ شعار ها و درخواست های اخلاقی کافی نبوده و نیست.

(آقای اندیشمند) " این تغیر و تحول مستلزم تحول در اندیشه و فرهنگ، پیشرفت در عرصه آموزش و پرورش و مستلزم توسعه در عرصه های حیات سیاسی و اقتصادی است. وقتی جامعه افغانستان و هر جامعه دیگر وارد این تحولات نشود، معضل بی عدالتی های اجتماعی و تبعیض قومی در نظام فدرالی هم راه حل پیدا نمیکند."

 این خواست شما نیز زیباست ولی در کشور که زبان آموزش و پرورش آن زبان خشونت های زبانی و قومیست٬ بدون ارایه روش های لازم دست یابی به آنچه شما اشارده نموده اید  خیلی اخلاقی و آرمان گرایانه به بنظر میرسد. تحول اندیشه و فرهنگ نیازمند فضا لازم هست که باید نظام ها آن را فراهم سازد. در نظام فدرال ایالت مربوط بنابر مسولیت ها و مجبوریت ها زمینه رشد آموزش٬ پرورش و تحول اندیشه و فرهنگ را فراهم میکند ولی نمیدانم شما از آقای وردک یا هم کریم خرم ٬کرزی یا احتمالا حکمتیار و ملا عمربرای بهبود وضعیت آموزش و پرورش چی انتظاری دارید. ما عملا شاهد هستیم که در یک نظام متمرکز زبان فارسی در روند آموزش و پرورش زبان دوم خوانده میشود٬ حق گفتن دانشکده٬ دانشگاه٬ دانشجو٬ دانش آموز ... را ندارید و این در حالیست که فدرال برای ارزش های همه شهروندان افغانستان جایگاه و آزادی های قانونی لازم را نه به اساس موضوعات اخلاق یا درخواست ها و معامله ها بلکه به اساس واقعیت های سیستماتیک و عملی فراهم میاورد. در یک نظام فدرال نیاز نیست تا قوم خاص فریاد بکشد که کریم خرم یاهم فاروق وردک و کرزی بیداد میکند٬ چون زمینه های بیداد را بروی آنها فدرال میبندد و نمیگدارد استبداد روا دارند. 

دکتر سید قباد زارع 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر