۱۳۹۱ تیر ۱۷, شنبه

برنامه های درازمدت کرزی و نفت شمال

 نفت و درآمد های آن یکی از مسایل جدی افتصادی و سیاسی جهان امروز است که عمدتاً در کشور های جهان سوم اگر بگونه ملی و شفاف کنترول نشود سبب فساد اداری ٬دیکتاتوری و  استبداد شده میتواند. نفت حوزه آمو دریا یا شمال افغانستان که توسط حکومت آقای کرزی به شرکت ملی نفت چین و شریک افغانی آن که گفته میشود شرکت خانوادگی آقای کرزی است قرارداد شده و با بیانیه معاون اول ریاست جمهوری و حمایت امنیتی وزیر داخله افتتاح شد.  

کرزی که در تضمین عملی اهدافش مهارت خاص دارد یا هم توسط تیم قوی مشوره دهی میشود تا حال توانسته در شورا ها یا جرگه ها بشمول جرگه تصویب قانون اساسی دست رهبران سطح اول و میانه گروه های مجاهدین مخالف خود را از پشت سر ببندد. همانگونه که کرزی در جریان جلسه تصویب قانون اساسی وعده های پیرامون زبان فارسی٬ سرود ملی٬ جایگاه احمد شاه مسعود ... سپرده بود که در اخیر بنابر نبود تضمین عملی توانست طرف مقابل را با هوشیاری غافلگیر کند و اطرافیانش در برنامه های مطبوعاتی گفته های کرزی را وعده شخصی خوانده و گفتند که وعده شخص ریس جمهور به عنوان یک فرد فاقد اعتبار است و تنها سند نزد آنها قانون اساسی کشور میباشد. بدین معنی که مجموعه متشکل از مجاهدین٬ دانش  و تجربه آموخته های غرب زنده گی کرده و افراط گراه های طالبی که در تیم کرزی کار میکنند توانسته اند طرح های عملی و حساب شده را تا حال داشته باشند که با خواست ها و برنامه های مقطعی و منفعت طلبانه فردی طرف مقابل قابل مقایسه نبوده است. 

تیم کرزی که مشاورین کارکشته در عرصه سیاست و نیرنگ قبیلوی با ظاهر مدرن شده را در خود جاه داده است را نمیتوان با تیم یا اشخاص طرف مقابل که عمدتاً از تجربه جنگ های چرکی یا تنظیم های جهادی استفاده میکنند مقایسه نمود. چون تجربه داران جنگ های چرکی یا تنظیم های جهادی عمدتا غیر پشتون فاقد استراتیژی های سیاسی و اهداف بلند مدت هستند و هنوز همان شیوه های مقدار پول بدست بیاور و با بخش از آن افراد را خریداری بکن حیات سیاسی خود را پیش میبرند و نتوانسته اند به برنامه ها و عملکرد های زیرکانه تیم حاکم پی ببرند یا هم نخواسته اند یا نمیخواهند تا عمق این مسٔله را بدانند. بسیاری از اهدف این گروه ها  را تیم حاکم برای کنترول اوضاع و جلوگیری از رشد نیرو های آگاه بر آورده ساخته است که میتوان پذیرفتن آنها را به عنوان وزیر٬ ریس پارلمان٬ معاون ریس جمهور٬ استاندار یا هم ریس شورای عالی صلح که اکثراً با بازی های تکتیکی و مقطعی و منافع فردی برای معامله گران همراه بوده است نام برد. وابستگی رهبران تظیم های جهادی به آقای کرزی با ایجاد فشار از سوی کمسیون مستقل حقوق بشر که توسط شخص ریس جمهور کنترول میشود افزایش یافته است و حتی چاره سنجی ها از طریق پارلمان نیز نتوانست آنها را آرامش بخشد.  همچنان آنها و اعضأ خانواده هایشان توانسته اند تا به سرمایه های بزرگ از طریق شرکت در قرار داد ها بدست آورند و غضب زمین ها بگونه شخصی دست یابند ومصروف اندوختن سرمایه شخصی شوند.   بیشتر از ۳ دهه جنگ و ترویج فرهنگ فساد که با پیروزی تنظیم های جهادی به اوج خود رسید٬ جامعه افغانستان را به یک جامعه خشونت زده و وابسته به پول از راه فساد مبدل نموده که زمینه های انسجام و جنبش های مدنی سالم را از ما گرفته است.  

حاکمیت کرزی که افغانستان را در ردیف مفسدترین کشور های جهان قرار داده٬ تا هنوز موفق شده تا سرمایه های بزرگی را از کمک های بین المللی تا قرار داد های سرمایه های ملی از آن تیم مافیایی خود سازد. اگر از موارد چون سمنت پلخمری٬ زمین های غضب شده یا فساد کابل بانک بگذریم٬ به یکی از موارد استراتیژیک سرمایه و قدرت میرسیم که همانا نفت حوزه نفتی آمو دریا در شمال کشور است.

باز هم باید تاکید کرد که در افغانستان اگر درآمد های بزرگ ملی مثل نفت٬ بگونه درست سازماندهی نشود٬ به منبع اصلی تامین نیرو برای استبداد و بی عدالتی تبدیل شده و دیکتاتور های شکست ناپذیر از آن زاده خواهند شد. کرزی و تیم  اطراف او با هوشیاری توانسته اند طرح کنترول منابع طبعی افغانستان را بریزند. این طرح در کنار تضمین قدرت و منافع خانوادگی شخص رئس جمهور٬ منافع قومی و سمتی رئس جمهور را از طریق تامین رابطه اقتصادی با کشور های قدرتمند جهان و منطقه٬ خصوصاًً همسایه نیرومند مثل چین تامین خواهد کرد. پیمان ها یا قرار داد ها میتوانند به آسانی روی کاغذ باقی بمانند٬ ولی منافع مشترک اقتصادی٬ طرف های معامله را به دور محوریت منافع اقتصادی میچرخاند و طرف معامله این طرح از سوی افغانستان خانواده کرزی و تیم مشخص قومی او خواهند بود. نباید شک کرد که قدرت های جهان و سرمایه داران نفت از شرکای نفتی خود در موارد سیاسی و نظامی به حمایت برخواهند خواست تا آنچه خواسته اند را بدست آورند و روند دریافت شریک استراتیژیک زمانگیر بوده و اگر از همین اکنون کنترول نشود نباید فکر کرد که ممکن دیگران  در آینده بتوانند جاگزین تیم کرزی در این شراکت شوند. 

ملیون ها دلار درآمد احتمالی از درک  نفت در کشور مثل افغانستان با ساختار قبیلوی٬ حکومت آلوده به فساد و نظام متمرکز و رهبران معامله گر بدون شک در پای تقویت حاکیمت دیکتاتور و استبداد به مصرف خواهد رسید و نیروی سرکوب را از نفت که سرمایه ملی است بدست خواهند آورد. تیم تمامیت خواه از ضعف رهبریت مردم سوء استفاده نموده و در مقابل تأمین منافع مقطعی یا مادی این رهبران در پی عملی نمودن برنامه های استراتیژیک و درازمدت قومی و قبیلوی خود هستند. هر چند بقایای جبهه شمال با جملات احساسات برانگیز قومی  خواسته اند خود را چهره های ملی جلوه دهند٬ اما همراهی آنها با مردم تنها با حرف است و در عمل بیشتر از ده سال میشود که رهبریت سطح بالا و متوسط آنها  در خدمت برنامه های تمامیت خواهان قرار دارند. 

با در نظرداشت وضعیت موجود٬ اگر بخش آگاه جامعه و در کل مردم افغانستان دیر بجنبند و جلوی دسیسه فاشیستی را از طریق حمایت افراد آگاه٬ ایجاد سیستم ملی و کنترول شده برای سرمایه های ملی نگیرند٬ بزودی بار سنگین ظلم٬ استبداد٬ بی عدالتی و نابرابری قدرتمند را  برای نسل ها بدوش خواهند کشید. استبداد تاریخی که این بار آتش خشم آن با نیروی نفت شعله ور میشود. دیگر نمیتوان به گروه های که در سدد دریافت مقام وزارت٬ معاونیت یا هم ریاست شورا ها هستند اعتماد کرد و به دروغ گفتن ها دل بست. نباید به رهبران که حرفشان با مردم است و عمل ایشان در پای بی عدالتی٬ اعتماد کرد.  

۱ نظر:

  1. تو با همه همنظرهایت غلط می کنید دیموکراسی بر این کشور حاکم می کنید نشه تو از آن های باشی که دیروز گام به گام برای مردمت کمونیزم آرزو داشتید.

    پاسخحذف