۱۳۹۱ دی ۱۷, یکشنبه

ترویج فرهنگ خشونت

یک قاتل حرفوی گفته بود " کشتن انسان برای اولین بار مشکل است و زمانی که یکبار این عمل را انجام دادی بار دیگر کشتن انسان و کشتن مرغ برایت یکسان است". زمانیکه ما  هویت انسان بودن را با مرز بندی های مذهبی یا اندیشوی محدود میسازیم و دیگر اندیش را بجرم باور و اندیشه اش واجب الخشونت میدانیم٬ در حقیقت خشونت علیه بشر را پذیرفته ایم. در کشور ما خشونت بنام کافر٬ کمونیست٬ شیعه٬ سنی و غیره... آغاز میشود و بلاخره این خشونت با تاسف بخش از فرهنگ جامعه و افراد مربوط به آن میشود که بدترین نوع مشروعیت یافته آن  درسطح خانواده خشونت علیه زن است. کافیست یک شخص یا یک گروه تلقین شود٬ بپذیرد یا از نظر سیاسی مورد سؤاستفاده قرار گیرد که فلان گروه یا شخص کافر یا ... است و باید مورد خشونت قرار گیرد. دوستانی که به نوعی از خشونت یا فرهنگ خشونت حرف میزنند فراموش نکنند که خود٬ خانواده٬ اطرافیان و همشهریانشان بگونه مستقیم یا غیر مستقیم متاثر شده از فرهنگ جا افتاده خشونت هستند. مثلاٌ خشونت دیدگاه فاشیستی گروه طالبان همه مردم افغانستان را تهدید میکند و برای مقابله با اساسات و ریشه های این بدبختی باید با اساسات و ریشه های خشونت مبارزه کرد و فرهنگ خشونت گرایی را به فرهنگ همپذیری تغیر داد. من از یک پاکستانی نظامی در شهر طالقان استان تخار پرسیدم ( اینگلسی صحبت میکرد و من دانشجو بودم به خانه میرفتم) که مسعود هم مجاهد است٬ پس شما چرا علیه آنها جهاد میکنید. پاسخ گفت که آنها یاغی و سرکش هستند و جهاد علیه آنها فرض است. خود میدانید که این فرض خواندن جهاد و خشونت علیه مردم افغانستان توسط گروه های افراطی چی بدبختی های که نیافرید. نه به کودک و زن رحم کرد و نه هم به درخت و مسجد. ولی برای بسیاری ها قابل پذیرش بود٬ چون خشونت در فرهنگ و ذهنیت آنها مشروعیت یافته است. در جامعه که شمشیر و خشونت حاکمیت کرد٬ این شمشیر و خشونت روزی به سراغ همه خواهد آمد و جامعه فاشیست بیشترین قربانی را در میان خود دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر