۱۳۹۲ اردیبهشت ۵, پنجشنبه

هفت و هشت ثور

هفت ثور٬ هشت ثور را زاد و این دو زایش نامیمون تاریخ٬ افغانستان را به چنان تباهی و گمراهی کشانید که سالهاست نمیتواند کوچکترین روزنه روشنایی برای تابیدن به تاریکی های هفت و هشت ثور را باز کند. نوشته های زیادی در تحلیل از این دو روز نشر میشوند و از ملامت و سلامت داود خان تا به عملکرد احزاب و جریانات وابسته به اتحاد جماهر شوروی سابق و جمهوری اسلامی پاکستان به نشر میرسانند٬ اما آنچه برای من مهم است٬ پیامد های خون آلود و درد آور این دو روز ننگین است که شاید خاطرات اکثریت ما پر از تصاویر٬ لحظه ها و یاد های  تلخناک آن باشد.
من نمیتوانم بیشرمانه به هفت و هشت ثور افتخار کنم. من نمیتوانم آنانی را که زنده بگور شدند  به فراموشی بسپارم و نمیتوانم آنانی را که بی گناه فربانی سیاست های پاکستان شدند نادیده بگیرم. برای آینده بهترباید وجدان ها بیدار شوند و بدی ها را تقبیح کنند. برخلاف آنچه میگویند٬ در هشت ثور کاخ دارالامان بیشتر از کاخ کرملین٬ کاخ سفید و هر کاخی دیگری لرزید و با لرزه اش  خانه های شهروندان افغانستان را چنان لرزاند که هزاران کودک٬ مرد و زن بیگناه را در مقابل چشمان عزیزانشان بخون و درد و رنج کشاند. تا زمانی که از این تاریخ تاریک و ننگین نیاموزیم٬ انتظار برای تغیری بهتر در زندگی نخواهیم داشت.